بابایی خدا به همراهت
سلام زینب مامان
خوبی؟خوش میگذره؟
احتیاج به گفتن نیست از عنوان مطلب مشخصه که باز بابایی رفت و ما رو تنها گذاشت
مامانی الان که دارم این مطلب رو مینویسم شما داری تو دل مامانی وول وول میخوری
نمیدونم کجاته که داری به شکم مامانی میزنی ولی تکونات و ضرباتت تمام دنیای منه
راستی اینم بگم که من الان خونه مادر جون تنهام و مادر جون اینا رفتن خونه دایی مهدی و من چون چند روز پیش با بابایی رفته بودم دیگه نرفتم
البته تنهای تنها که نیستم و دایی مسعود خونه است
خب من باید برم عزیز دل مامان دایی اومده و با زوری که داره که انشا الله در آینده میبینی من رو میخواد از پای سیستم بلند کنه
میبوسمت خوشکلم
میسپارمت به خدا

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی






بابایی خدا به همراهت
